شنبه 15 ژانويه 2005, بوسيله ى احمد تقوائی
دو پديده ای که زندگی انسان را در قرن بيست و يکم بيش از هرچيز ديگری تحت تاثير خود قرار داده است شکل گيری اقتصاد فراصنعتی از يکسو و جوامع فراملی و گلوبال از سوی ديگر است.
پيرامون روندهای گلوبال و اثرات ان بر جوامع تاکنون نظريات گوناگونی مطرح گرديده و بسياری از صاحب نظران در موافقت و مخالفت با ان اظهار نظر کرده اند. با وجود انکه اين روندها ، نيروهای سياسی جهان را بر ان داشته که استراتژی و برنامه های خود را با ان منطبق سازند ، ليکن نيروهای سياسی ايران کمتر به اين موضوع پرداخته و غالبا چنين تصور ميکنند که افت وخيزهای سياسی و اقتصادی جامعه ما با تحولات جهانی و گلوبال بی رابطه ميباشند. تجربه فليپين ، اندونزی ، افريقای جنوبی و دهها کشور ديگر نشان ميدهد که تنها با تکرار شعارهای کلی درباره اصلاحات و دمکراسی جوامع عقب مانده قادر به حل مشکلات خود نخواهند بود. پايان دادن به عقب ماندگی و رشد اقتصادی و رسيدن به عدالت و ازادی نيازمند برنامه ای است که با نيازهای زمانه و قرن بيست و يکم خوانائی داشته و هماهنگ گردد.